تبليغاتX
هیات ریحانة الحسين (س)فانوس جديدكرمانشاه

 
امام صادق (عليه ‌السلام):
مَن سَرَّهُ أنْ يکونَ عَلَي مَوائِدِ النُّورِ يَوْمَ القيِامَةِ فَليَکُن مِنْ زُوّارِ الحُسَينِ بنِ عَليٍّ.


هرکس دوست دارد در روز قیامت بر سر سفره‌های نور بنشیند، حسین بن علی را زيارت كند.
He who likes to sit down at the brilliant table of the Day of Judgment should visit Imam Hossains holy tomb.
بحار الأنوار‍ ج 98، ص 72
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 8:15;  توسط بهروز لرستاني;  | 

               منظورم کدام امام است ؟لطفا جواب بدید.به سه نفر که جواب صحیح بدهند .جوایزی تقدیم خواهد شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386;ساعت 10:24;  توسط بهروز لرستاني;  | 


 نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟
1- عالی است .2- خوب است.3- متوسط است.4- ضعیف است.

 عنوان نظرسنجی: نظر شما در مورد وبلاگ چیست؟
تاريخ شروع نظرسنجی:۱۶/۱۰/۸۶
مجموع نظرات:
آدرسhttp://www.rihanah-hosein.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386;ساعت 13:39;  توسط بهروز لرستاني;  | 

 

                  

سلام برماه خون ماه شهادت، سلام برماه عشق وعشق بازی،سلام برماه جدایی،سلام برناله های بی بی زینب،سلام برماه بنی هاشم ،سلام بر شهامت و ایثاروفداکاریش،سلام بر طفل شش ماهه،سلام بر بی بی سه ساله ابی عبدالله،سلام برحسین(ع) سلام برماه محرم ماه جدایی زینب وحسین(ع)سلام برماه جدایی رباب و میوه ی دلش............سلام برصاحب عزا....سلام برآقایی که اون هم داره خودشو آماده ی عزاداری جدش می کنه...آقایی که شال مشکیشو روگردنش  انداخته،شالی که یه روزعمه زینبش روی دوشش انداخت،شالی که بوی کربلا میده بوی اشکهای بی بی رومیده بوی حسین میده، شالی که بوی تازیانه بوی آتش خیمه هارومیده......حالا دیگه اربابمون این شبهامثل عمش زینب آروم وقرارنداره بیشترازهمیشه دلش تنگ شده می خواد بیاد، بیادو انتقام گلوی پاره پاره ی علی اصغرروبگیره می خواد بیادو تسکین دل پرازدردعمه ی سه سالش رقیه (س) بشه هنوزصدای ناله های مادرش زهراروازگودی قتلگاه میشنوه که میگه: غریب مادرحسین،مظلوم مادرحسین، تشنه لب حسین،........................

این روزها اربابمون، صاحب لحظه هامون خیلی دلش به تنگ اومده.. بیایم دعا کنیم باتموم وجودمون ازخدابخواهیم که فرجشو نزدیک کنه چون این تنها کاریه که می تونیم انجام بدیم تابگیم چقدرما هم دلمون می خواد هرچه زود تربیادو انتقام حضرت زینب(س) روازظالم بگیره..انتقام تازیانه هایی که .................................

اللهم عجل لولیک الفرج****التماس دعا یاعلی برداشت از http://www.emtedaderah.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386;ساعت 8:43;  توسط بهروز لرستاني;  | 

با مراجعه به تاریخ و حدیث پى مى‏بریم که پیامبر و اهل بیت ایشان: و صحابه و تابعین و بزرگان امت، در سوگ مصیبت امام حسین (ع) گریسته‏اند. اینک به نمونه‏هایى که در کتب اهل سنت به آن تصریح شده، اشاره مى‏کنیم:

نمونه‏هایى از گریستن در سوگ امام حسین (ع) در کتب اهل سنت

1 - گریه رسول خدا (ص) در سوگ امام حسین (ع)
عایشه مى‏گوید: حسین بن على (ع) در حالى که بر رسول خدا (ص) وحى نازل شده بود وارد شد و از کمر او بالا رفت و بر پشت او بازى مى‏کرد. جبرئیل به حضرت عرض کرد: اى محمّد! همانا زود است که امتت بعد از تو فتنه کنند و این فرزندت را به قتل برسانند. آن گاه دست دراز کرد و مشتى از تربت را به او داد و گفت: در این سرزمین است که فرزندت کشته خواهد شد، سرزمینى که اسم آن «طفّ» است/
چون جبرئیل رفت، رسول خدا (ص) در حالى که تربتى در دستش بود بر اصحابش وارد شد. در میان آنان ابوبکر، عمر، على، حذیفه، عمار و ابوذر بودند. حضرت شروع به گریه کرد. عرض کردند: چه چیز شما را به گریه درآورده است اى رسول خدا (ص)؟! حضرت فرمود: جبرئیل مرا خبر داد که همانا فرزندم حسین بعد از من در سرزمین طفّ کشته خواهد شد. و براى من این تربت را آورده و خبر داده که در آن جا محلّ دفن او خواهد بود.608

------------------------ 

. عزادارى امام زمان(عج) یک حدیث ازبحارالانوار، ج 101، ص 32۰
بنابر روايات، امام زمان(عج) در زمان غيبت و ظهور بر شهادت جدّشان گريه مى‏كنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سيدالشهدا(ع) مى‏فرمايند:
«فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاندبنّك صباحا و مساء و لابكين لك بدل الدموع دما، حسرة عليك و تأسفاً على ما دهاك»؛ بحارالانوار، ج 101، ص 320.
«اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و دور ماندم از يارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پيكار نمايم؛ هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى‏ريزم و به جاى اشك در مصيبت شما خون از ديده مى‏بارم و آه حسرت از دل پر درد بر اين ماجرا مى‏كشم».
در سوگ تو با سوز درون مى‏گريم‏از نيل و فرات و شط، فزون مى‏گريم‏
گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشراز ديده به جاى اشك، خون مى‏گريم‏

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386;ساعت 10:17;  توسط بهروز لرستاني;  | 

 

                                                  چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم، نه!

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر، نه! غروب شد نیامدی !

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 8:32;  توسط بهروز لرستاني;  |